غزلی برای غزل
من به دنبــــال غزل ، واژه گریــزان از من در پی قافیـــــه و قافیــــه پنهـــــان از من
گر دمی لطف كنی واژهی شعـرم باشی مطلـــع بیت ز تو ، مصــــــرع پـایـان از من
در تب شعـــر چنـان حـــال عجیبی دارم میچكـد از سر و تن نم نم بــاران از من
در شب این همـه دلواپسی و بی غـزلی رفتـن از توست و این دیدهی گریان از من
طاقتـم طاق شد از این همـهی پُر تكــرار یک اشــــــارت ز تـو و راهِ بیابـــان از من
غزلی تازه ســـرودم كه نرنجــــــد هرگــز دوست و خواهــر و آن یار دبستــان از من
شا عره : ژاله اسدی (خزان)
تک بیتی
اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن
اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم
تک بیتی
دل فدای او شد و جان نیز هــــم
تک بیتی
تو رفته ای که بی من سفر کنی
من مانده ام که بی تو شبها سحر کنم
تک بیتی
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
که عنان دل شیدا به کف شیرین داد
.
تک بیتی
غم کشیدن صنعت نقاش نیست
تک بیتی
مگر آن روز که در خاک شود منزل من
تک بیتی
اشک در چشمان من طوفان غم داردبه دل
خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز
دل
تک بیتی
آن قدر در عشق او غرقم که پیدا نیستم
تک بیتی
تابوت ببویم مگر از رخنه تابوت
تک بیتی
با هر که دم از عشق زدم دشمن من شد
تک بیتی
آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را .......
تک بیتی
پژمرده شد و منت شبنم نکشید
تک بیتی
ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
تک بیتی
تو رفتی بی وفایی یادم آمد
تبلیغات 
